جمعه اول شهريور
صبح جمعه بعد از ظهر جمعه (كمك به ماماني) علي در شوكت آباد ( علي فرار ميكنه يا گوسفندا ....) شب (آژانس دايي) روز جمعه دايي و خاله هم خونه ماماني بودند . نهار همگي خونه ماماني دعوت بوديم . عصر رفتيم مراسم گردش هاي بين شهري علي آقا ، از اونجا هم آژانس دايي. علي آقا روي جانماز نشسته اند .گفته بودم ازهر چيز كوچولو خوشش مي آيد.جانمازو فكركرده فرشه . ...










